دسته
حرم
پیوند
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 109100
تعداد نوشته ها : 124
تعداد نظرات : 21
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/imam-kazem2.jpg

ولادت هفتمین پیشوای فلاح و رستگاری مبارک باد


http://s10.aks98.com/images/87544166527322113909.jpg
 امام موسی بن جعفر (ع) به جهت کثرت زهد و عبادتشان معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الکاظم) شدند که پندگیری در سالروز ولادت خالی از لطف نیست.


 امام موسی بن جعفر (علیه السلام)، اسوه حلم و بردباری و هفتمین پیشوای فلاح و رستگاری، هفتم ماه صفر با قدوم مبارکشان، جهان را مزین فرمودند؛ به جهت کثرت زهد و عبادتشان معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الکاظم) شدند. آن حضرت به کنیه‌های ابو ابراهیم و ابو علی نیز معروف بوده‌است.


امام موسی الکاظم (ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابوحنیفه از او مسئله می‌پرسیدند و کسب علم می‌کردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) (148 ه.ق) در بیست سالگی به امامت رسیدند و 35 سال رهبری و ولایت شیعیان را برعهده داشتند.

* 40 حدیث منتخب از امام موسی کاظم (ع)

1- قالَ الإمام موسى بن جعفر الکاظم (علیه السلام) : وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَالثّانِیةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْکَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما یخْرِجُکَ عَنْ دینِکَ.([1])
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائى کرده‌ام:
اوّلین آنها اینکه پروردگار و آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا کنى.
دوّم، اینکه بفهمى که از براى وجود تو و نیز براى بقاء حیات تو چه کارها و تلاش‌هائى صورت گرفته‌است.
سوّم، بدانى که براى چه آفریده شده‌اى و منظور چه بوده است.
چهارم، معرفت پیدا کنى به آن چیزهائى که سبب مى‌شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى (یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حرکت نکنى).

2- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ بَلاء ینْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشیکاً، وَ ما مِنْ بَلاء ینْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیکُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([2])
فرمود: نیست بلائى که بر مؤمن وارد شود مگر آنکه به وسیله دعا سریع بر طرف مى‌گردد؛ و چنانچه دعا نکند طولانى خواهد، پس هنگامى مصیبتى و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع کنید.

3- قالَ(علیه السلام): لَیسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ یهَیجُ داءً، وَ لَیسَ شَیءٌ فِی الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاکِ الْیدِ إلاّ عَمّا یحْتاجُ إلَیهِ.([3])
فرمود: هیچ داروئى نیست مگر آنکه در اثر عوارض جنبى آن دردى دیگر را تهییج و تحریک مى‌نماید؛ و هیچ درمانى بهتر و سود مندتر از امساک و خوددارى نیست مگر در حال نیاز و ضرورت.

4- قالَ(علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلایعْرِفُونَهُ.([4])
فرمود: خداوند متعال رحمت کند بنده‌اى را که در مسائل دینى تفقه و تحقیق نماید (فقیه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پیدا کند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما یخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَةَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.([5])
فرمود: اهل زمین مورد رحمت - و برکت الهى - هستند، مادامى که خوف و ترس - از گناه و معصیت داشته باشند -، اداى امانت نمایند و حقّ را دریابند و مورد عمل قرار دهند.

6- قالَ (علیه السلام) : بِئْسَ الْعَبْدُ یکُونُ ذاوَجْهَینِ وَ ذالِسانَینِ.([6])
فرمود: بد شخصى است آنکه داراى دو چهره و دو زبان مى‌باشد، - که در پیش رو چیزى گوید و پشت سر چیز دیگر -.

7- قال (علیه السلام) : مَنِ اسْتَشارَ لَمْ یعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.([7])
فرمود: کسى که در امور زندگى خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت کند، چنانچه درست و صحیح عمل کرده باشد مورد تعریف و تمجید قرار می‌گیرد و اگر خطا و اشتباه کند عذرش پذیرفته است.

8- قالَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ یکُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَکَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ یعنی الشّیطان ـ.([8])
فرمود: هر کسى عقل و تدبیرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - یعنى، شیاطین، إنسى و جنّى و نیز هواهاى نفسانى- به راحتى او را مى‌فریبند و منحرف مى‌شود.

9- قالَ (علیه السلام): ما قُسِّمَ بَینَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.([9])
فرمود: چیزى با فضیلت‌تر و بهتر از عقل، بین بندگان توزیع نشده‌است، (تا جائى که) خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده‌دارى جاهل بى خرد است.

10- قالَ (علیه السلام) : لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّیقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَیئاً.([10])
فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نروید، همچنین سعى شود با معده خالى داخل حمام نروید، بلکه حتّى الامکان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخورید.

11- قالَ (علیه السلام) : اِیاکَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ یذْهَبُ بِنُورِ ایمانِکَ، وَ یسْتَخِفُّ مُرُوَّتَکَ.([11])
فرمود: بر حذر باش از شوخى و مزاح ـ بى جا ـ چون که نور ایمان را از بین مى‌برد و جوانمردى و آبرو را سبک و بى‌اهمیت مى‌گرداند.

12- قالَ (علیه السلام) : اللَّحْمُ ینْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَکُ یذیبُ الْجَسَدَ.([12])
فرمود: خوردن گوشت، موجب روئیدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد; ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.

13- قالَ (علیه السلام) : مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نیتُهُ زیدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.([13])
فرمود: هر که زبانش صادق باشد اعمالش تزکیه است، هر که فکر و نیتش نیک باشد در روزیش توسعه خواهد بود، هر که به دوستان و آشنایانش نیکى و احسان کند، عمرش طولانى خواهد شد.

14- قالَ (علیه السلام) : اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَکَتْ عَلَیهِ الْمَلائِکَةُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.([14])
فرمود: زمانى که مؤمن بمیرد، ملائکه و ممتازترین قسمت‌های زمین براى او گریه مى‌کنند.

15- قالَ (علیه السلام) : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ کُلِّ خَیر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَةً أنْمِلَةً کانَ خَیراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها کانَ خَیراً لَهُ.([15])
فرمود: مؤمن (همیشه، در همه حالات) در معرض خیر و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گیرد و) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برایش خیر و خوشبختى است؛ و اگر هم تمام شرق و غرب دنیا در اختیارش قرار گیرد، نیز برایش خیر و سعادت است.

16- قالَ(علیه السلام): مَنْ اَرادَ أنْ یکُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْیتَوَکَّلْ علَى اللّهِ.([16])
فرمود: هرکس بخواهد (در هر جهتى) قوى‌ترینِ مردم باشد باید توکّل در همه امور، بر خداوند سبحان نماید.

17- قالَ (علیه السلام) : أداءُ الاْمانَةِ وَ الصِّدقُ یجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِیانَةُ وَ الْکِذْبُ یجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.([17])
فرمود: امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى‌شوند؛ ولیکن خیانت در امانت و دروغ گوئى موجب فلاکت و بیچارگى و سبب تیرگى دل مى‌باشد.

18- قالَ (علیه السلام) : أبْلِغْ خَیراً وَ قُلْ خَیراً وَ لا تَکُنْ إمَّعَة.([18])
فرمود: نسبت به هم نوع خود خیر و نیکى داشته باش، و سخن خوب و مفید بگو، و خود را تابع بى‌تفاوت و بى‌مسئولیت قرار مده.

19- قالَ (علیه السلام) : تَفَقَّهُوا فى دینَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَةِ، وَ تَمامُ الْعِبادَةِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفیعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَلیلَةِ فِى الدّینِ وَ الدّنیا.([19])
فرمود: مسائل و احکام اعتقادى و عملى دین را فرا گیرید، چون که شناخت احکام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، کلید بینائى و بینش و اندیشه مى‌باشد و موجب تمامیت کمال عبادات و اعمال مى‌گردد؛ و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنیا و آخرت است.


http://img.tebyan.net/big/1388/10/282401888623822915847251852180102542447.jpg

20- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الْفَقیهِ عَلَى العابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْکَواکِبِ، وَ مَنْ لَمْ یتَفَقَّهْ فى دینِهِ لَمْ یرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.
وَ قالَ (علیه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلکِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ. ([20])
فرمود: ارزش و فضیلت فقیه بر عابد همانند فضیلت خورشید بر ستاره ها است; و کسى که در امور دین فقیه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.
و نیز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظیم و احترام کن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مکن ولى طردش هم نگردان، بلکه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعلیمش بده.

21- قالَ (علیه السلام) : دَخَلْتُ إلَیهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْنی شیعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَة یصَلِّی عَلَیها، وَ خاتَم یتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواک یسْتاکُ بِهِ، وَ سُبْحَة مِنْ طینِ قَبْرِ أبی عَبْدِ اللّهِ ع فیها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّةً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّة أرْبَعُونَ حَسَنَةً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِیاً یعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً.([21])
فرمود: شیعیان و دوستان ما (در هر حال و در هر کجاکه باشند) از چهار چیز نباید بى‌نیاز باشند:
جانمازى که بر آن نماز بخوانند، انگشترى که در دست نمایند، مسواکى که دندان‌هاى خود را به وسیله آن مسواک کنند، و تسبیحى از تُربت امام حسین (علیه السلام) که داراى 34 دانه باشد و به وسیله آن ذِکر گوید، که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى‌نماید، و چنانچه آن را دست گیرد بدون آن که ذِکرى و دعائى بخواند 20 حسنه به او داده مى‌شود.

22- قالَ (علیه السلام) : صَلوةُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِکُلِّ مُؤمِن.([22])
فرمود: انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزدیک مى‌نماید.

23- قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدّنیا مَثَلُ الْحَیةِ، مَسُّها لَینٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، یحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ یهْوى اِلَیهَاالصِّبْیانُ بِأیدیهِمْ.([23])
فرمود: مَثَل دنیا همانند مار است که پوست ظاهر آن نرم و لطیف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ کشنده اى است که مردان عاقل و هشیار از آن گریزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مىورزند.

24- قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدُّنیا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ کُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى یقْتُلُهُ.([24])
فرمود: مَثَل دنیا (و اموال و زیورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دریا است که انسانِ تشنه، هر چه از آن بیاشامد بیشتر تشنه مى شود و آنقدر میل مى کند تا هلاک شود.

25- قالَ (علیه السلام) : لَیسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَ الْوَلَدِ الصَّغیرِ.([25])
فرمود: بوسیدن لب‌ها و دهان ـ براى یکدیگر در هر حالتى ـ صحیح نیست مگر براى همسر و یا فرزند کوچک.

26- قالَ (علیه السلام) : مَنْ نَظَرَ بِرَأیهِ هَلَکَ، وَ مَنْ تَرَکَ أهْلَ بَیتِ نَبیهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَکَ کِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبیهِ کَفَرَ.([26])
فرمود: هرکس به رأى و سلیقه خود اهمیت دهد و در مسائل دین به آن عمل کند هلاک مى‌شود، و هرکس اهل بیت پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم را رها کند گمراه مى‌گردد، و هرکس قرآن و سنّت رسول خدا را ترک کند کافر مى‌باشد.

27- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ لَیبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَیبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.([27])
فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را که زیاد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را که بیکار باشد.

28- قالَ (علیه السلام) : التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِی النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.([28])
فرمود: تواضع و فروتنى آن است که آن چه دوست دارى، دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهى.

29- قالَ (علیه السلام) : یسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِیکُونَ حَلیماً فى کِبَرِهِ وَ ینْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ یوَسِّعَ عَلى عَیالِهِ لِئَلاّ یتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.([29])
فرمود: بهتر است پسر را در دوران کودکى به کارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حلیم و بردبار باشد، و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نیاز کند تا آرزوى مرگش را ننمایند.

30- قالَ (علیه السلام) : لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یحاسِبْ نَفْسَهُ فى کُلِّ یوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَیئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَیهِ.([30])
فرمود: از شیعیان و دوستان ما نیست، کسى که هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، که اگر چنانچه اعمال و نیاتش خوب بوده، سعى کند بر آنها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کند و جبران نماید.

31- قالَ (علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء ینْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَیلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشیکاً، وَ ما مِنْ بَلاء ینْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیکُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([31])
فرمود: بلائ و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى‌شود مگر آنکه خداوند جلّ و على بر او الهام مى‌فرستد که به درگاه بارى تعالى دعا نماید و آن بلا سریع بر طرف خواهد شد. و چنانچه از دعا خود دارى نماید، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد. پس هر گاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائید.

32- قالَ (علیه السلام) : ما فِى الْمیزانِ شَییءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.([32])
فرمود: در میزان الهى نیست عمل و چیزى، سنگین‌تر از ذکر صلوات بر محمّد و اهل بیتش (صلوات الله علیهم اجمعین).

33- قالَ (علیه السلام) : قَلیلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ کَثیرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.([33])
فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر أجر خواهد داشت گرچه قلیل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زیادکار و خدمت و عبادت کند پذیرفته نخواهد بود.

34- قالَ (علیه السلام) : وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَةَ تَزیدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزیدُ فى شَخْمِ الْکُلْیتَینِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.([34])
فرمود: موهاى بدن ـ زیر بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و کمبود آب کمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سینه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقویت تمامى آنها مى‌باشد.

35- قالَ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ یجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَةِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.([35])
فرمود: سه چیز بر نورانیت چشم مى افزاید: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زیبا.

36- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّة، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِکَ الْحُجَّةُ.([36])
فرمود: همانا زمین در هیچ موقعیتى خالى از حجّت خدا نیست و به خدا سوگند که من خلیفه و حجّت خداوند هستم.

37- قالَ (علیه السلام) : ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ کَفَّتَىِ الْمیزانِ کُلَّما زیدَ فى ایمانِهِ زیدَ فى بَلائِهِ.([37])
فرمود: مؤمن همانند دو کفّه ترازو است، که هر چه ایمانش افزوده شود بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى‌گردد.

38- قالَ (علیه السلام) : إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَیسَ عَلَینَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِکَ إلَینا.([38])
فرمود: شماها مأمور شده‌اید که ـ از ما اهل بیت رسول‌الله ـ سؤال کنید، ولیکن جواب و پاسخ آنها بر ما واجب نیست بلکه اگر مصلحت بود پاسخ مى‌دهیم وگرنه ساکت مى‌باشیم.

39- قالَ (علیه السلام) : ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دینِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّیاسَةِ.([39])
فرمود: خطر و ضرر علاقه به ریاست براى مسلمان بیش از دو گرگ درّنده اى است، به گله گوسفندى که چوپان ندارند حمله کنند.

40- قالَ (علیه السلام) : الإیمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَة، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإیمانِ بِدَرَجَة، وَ الْیقینُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَة، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَییءٌ أقَلُّ مِنَ الْیقینِ.([40])
فرمود: ایمان، یک درجه از اسلام بالاتر است; تقوى نیز، یک درجه از ایمان بالاتر; یقین، یک درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى کمتر از مرحله یقین در بین مردم ثمره بخش نخواهد بود.

* پی‌نوشت:

1- کافى: ج 1، ص 50، ح 11، أعیان الشیعة: ج 2، ص 9، نزهة النّاظر: ص 121، ح 1.
2- اصول کافی: ج 2، ص 471، ح 2. وسائل الشّیعة: ج 7، ص 44، ح 8674.
3- کافی: ج 8، ص 273، ح 409. وسائل الشّیعة: ج 2، ص 408، ح 2490. بحار: ج 59، ص 68، ح 18.
4- نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر حلوانى: ص 122، ح 2.
5- تهذیب الأحکام: ج 6، ص 350، ح 991، وافى: ج 4، ص 433، ح 2273.
6- تحف العقول: ص 291، بحارالأنوار: ج 1، ص 150، ضمن ح 30.
7- نزهة الناظر و تنبیه الخاطر: ص 123، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 37.
8- نزهة الناظر و تنبیه الخاطر: ص 124، ح 15.
9- تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1.
10- وسائل الشّیعة: ج 2، ص 52، ح 1454.
11- وسائل الشّیعة: ج 12، ص 118، ح 15812.
12- وسائل الشیعة: ج 25، ص 78، ح 21240.
13- تحف العقول: ص 388، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 303، ضمن حدیث 25.
14- اصول کافى: ج 1، ص 38، بحارالأنوار: ج 82، ص 177، ح 18.
15- کتاب التمحیص: ص 55، ح 109، بحار الأنوار: ج 64، ح ص 242، ح 79.
16- بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.
17- تحف العقول: ص 297، بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.
18- تحف العقول: ص 304، بحارالأنوار: ج 2، ص 21، ح 62، و ج 75، ص 325، ح 2.
19- تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 247، ح 13.
20- تحف العقول: ص 303 و ص 209.
21- تهذیب الأحکام: 6/75، ح 147، بحار الأنوار: 101/132، ح 61.
22- وسائل الشیعة: ح 4 ص 73، ح 4547.
23- تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.
24- تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.
25- تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 246، ح 12.
26- اصول کافى: ج 1 ص 72 ح 10.
27- وسائل الشّیعة ج 17 ص 58 ح 4.
28- وسائل الشّیعة: ج 15، ص 273، ح 20497.
29- وسائل الشّیعة: ج 21، ص 479، ح 27805.
30- وسائل الشّیعة: ج 16، ص 95، ح 21074.
31- الکافی: ج 2، ص 471، ح 2، وسائل الشّیعه: ج 7، ص 44،ح 8674.
32- أصول کافى: ج 2، ص 494، ح 15.
33- تحف العقول: ص 286، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14.
34- وسائل الشّیعة: ج 2، ص 65، ح 1499.
35- وسائل الشّیعة: ج 5، ص 340، ح 3، محاسن برقى: ص 622، ح 69.
36- کافى ج 1 ص 179 ح 9.
37- تحف العقول: ص 301، بحارالأنوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3.
38- مستدرک الوسائل: ج 17، ص 278، ح 35.
39- وسائل الشّیعة: ج 15، ص 350، ح 1، مستدرک: ج 11، ص 381، ح 1.
40- وافى: ج 4، ص 145، ح 1، بحارالأنوار: ج 67، ص 136، ح 2.

دسته ها :
X